تبليغاتX
یاداشتهای روزانه یک اصلاح طلب

یاداشتهای روزانه یک اصلاح طلب

top report

آقای صفار هرندی شما دیگر چرا !!!

چند روز پیش در سایت "آتی نیوز" یاداشتی از "محمد حسین صفار هرندی" خواندم و متعجب شدم که یک انسان تا چه حد می تواند تشنه قدرت باشد که برای رسیدن به اهدافش تمام سال های بعد از انقلاب که خود هم بخشی از آن بوده را زیر سئوال ببرد.در مقدمه این یاداشت که با تیتر "8 ماه نبرد مقدس!" منتشر شده است وزیرارشاد دولت نهم می نویسد: "علمداران و سربازان انقلاب خميني، در کارزاري همه جانبه به مصاف کساني رفته اند که ظاهرا يا چشم ديدن ايران آزاد و مستقل رانداشته اند و يا با اسلام سرناسازگاري داشته." وی در ادامه سخنانش به کارشکنی قدرتهای خارجی در طول 30 سال گذشته اشاره می کند و به نقل از "موشه دایان" انقلاب 57 را زلزله ای در مناسبات حاکم بر جهان می خواند.البته این ترکیب اضافی "مناسبات جهان" بیشتر از هر چیز شبیه به اصطلاحات مورد استفاده احمدی نژاد است که همواره خواهان تغییر در مناسبات حاکم بر جهان است.

صفار هرندی تندرو پس از نوشتن چندین خط در مورد توطئه 30 ساله قدرتهای جهان سرانجام به وظیفه اصولگرایانه خود عمل می کند و حمله به موسوی و کروبی را آغاز می کند و ایشان را هم ردیف مجاهدین خلق و سلطنت طلبان و جند الله می شمارد!!!

با وجود اینکه ایشان ۴ سالی وزیر فرهنگ و ارشاد بوده اما کمترین شم فرهنگی ندارند،حتی از قلم خوبی هم برخوردار نیست.زمانی که سخنان و افکار وی را با عطا الله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات مقایسه می کنم تنها این پرسش برایم باقی می ماند که واقعا" چه کسی لایق استیضاح بود مهاجرانی یا صفار هرندی!؟.با وجود اینکه بسیاری از مردم با تفکرات گروههایی چون مجاهدین خلق و سلطنت طلبان مخالفاند اما به این نکته معتقد هستند که حتی اگر این افراد به اندازه انگشتان دست هم باشند باز مردم ایران هستند و از حقوق شهروندی برخوردارند. اصلا" بحث بر سر تائید و یا تکذیب نظریه ای نیست چون روشن است که هر تفکری در میان هوادارانش از احترام و ارزش بالایی برخوردار است. موضوع این است که بعضی آقایان می خواهند همه را به زور به بهشت بفرستند و در این اوضاع مصلح اجتماعی شدند و برای هر دردی نسخه صادر می کنند. باید به آقای صفارهرندی که موسوی و کروبی را هردیف رجوی و شاهزاده رضا پهلوی و ریگی می کنند بگویم که وقتی شما در حسرت یک پست(مانند همین حالا) به اینطرف و آنطرف می زدید مهندس موسی 8 سال نخست وزیر این کشور بود و مهدی کروبی نیز از یاران نزدیک آیت الله خمینی و دو دوره رئیس مجلس و سالها سرپرست حجاج ایرانی بوده است.پس اگر به عقیده شما و دوستانتان این افراد مهره بیگانگان بودند بدا به حال ما که در این مدت سران مملکتمان خود فروخته و جاسوس بودند. اگر هم بعدها به جرگه خود فروختها پیوستند بدا به حال شما که در دوران دولت دوست شما محمود احمدی نژاد این شکاف در حاکمیت بوجود آمده است.

آقای صفار هرندی می دانید من از نوشته های شما به چه موضوعی پی بردم؟ متوجه شدم که شما از آن دسته افرادی هستید که در هر صورت بازنده بازی اند.چون می دانید دیگر برای احمدی نژاد مهم نیستید،اصولا" چیزی جز مشایی برای وی مهم نیست ودیگر اینکه در میان جنبش سبز هم جایگاهی ندارید.پس توقعی بیش از این نمی توان از کسی داشت که از همه جا مانده و از همه جا رانده شده...

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 17:59  توسط سیامک  | 

نامه شجاعانه ژیلا بنی یعقوب به جواد لاریجانی...

آقای محمد جواد لاریجانی

رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه

مصاحبه خانم کرسیتین امانپور با شما را دیدم و خواندم.بخش هایی را که مربوط به نظرات شما در باره روزنامه نگاران زندانی بود ،بارها و بارها خواندم و هربار بیشتر از بارقبل متعجب شدم.شاید شما از پرونده های روزنامه نگاران زندانی کاملا بی خبرید و شاید هم خبر دارید اما ترجیح می دهید که واقعیت را آنطور که خودتان لازم می دانید بیان کنید.

خانم امانپور در این مصاحبه به شما می گوید که در ایران هم اکنون بيش از ۹۰ روزنامه نگار و خبرنگار که بالاترين آمار خبرنگاران زندانی در جهان هستند ،در زندان اند. بعد هم می پرسد چرا اين اتفاق در حال رخ دادن است؟ و شما می گویید : دليل زندانی شدن آنها اعتراض نبوده بلکه خشونت آنها و وارد کردن خسارت به اموال مردم بوده است.

دوباره امانپور می پرسد:"خيلی ها از جمله روزنامه نگاران فقط به خاطر حضور در خيابانها و برخی نيز فقط به خاطر آمدن به خيابانها و نظاره کردن اوضاع زندانی شدند. "

و شما این بار پاسخ می دهید :

خير! هيچ خبرنگار يا روزنامه نگاری به خاطر روزنامه نگاری زندانی نشده اما اگر روزنامه نگاری تحريک به خشونت کرده توسط دستگاه قضايی تحت پيگرد قانونی قرار گرفته اند.

این نامه را برای شما می نویسم که آدرس پرونده خودم ،همسرم و تعدادی از همکاران روزنامه نگارم را به شما بدهم .بروید به شعبه 26 دادگاه انقلاب در خیابان شریعتی ،سری هم به شعبه 15 در همین دادگاه بزنید.شما رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه هستد و حتما قاضی های محترم این شعبه ها پرونده های من و همکارانم را در اختیارتان می گذارند.

پرونده همسرم بهمن احمدی امویی را در شعبه 26 ورقی بزنید .ببینید کی و کجا دست به تخریب اموال عمومی زده است؟نگاهی هم به پرونده مسعود باستانی در شعبه 15 بیندازید.پرونده سعید لیلاز و احمد زید آبادی را هم فراموش نکنید .سری هم به شعبه سه بازپرسی اوین بزنید و پرونده شیوا نظر آهاری را درخواست کنید.کدامیک از اینها خشونت کرده اند یا دست به تخریب اموال عمومی زده اند؟ روزنامه نگارانی که فقط به خاطر فعالیت حرفه ای شان در زندان اند محدود به این چند نام نمی شود.

اگر وقت داشتید نگاهی هم به پرونده خودم که شصت روز در زندان بودم و اکنون منتظر برگزاری دادگاه هستم ،بیندازید. پرونده ای که نمی دانم درکدام شعبه است اما پیدا کردنش نباید کار سختی باشد. اگر حتی یک نشانه کوچک بیاورید که دست به تخریب و خشونت زده ام و یا حتی تحریک به خشونت کرده ام ،داوطلبانه همه باقیمانده عمرم را در زندان اوین خواهم گذراند.

یکی از بازجوهای پرونده روزی در مذمت تخریب هایی که در خیابان ها صورت گرفته با من سخن می گفت که گفتم من هم این تخریب ها را محکوم می کنم اما نکند منظورتان این است که من و یا همسرم دست به تخریب زده ایم که حالا در زندان هستیم؟

بازجویی که خوشبختانه برخلاف بسیاری از بازجوهای بند 209 همیشه خوشرو بود وخنده رو و در مقایسه با برخی از همکارنش تا حد زیادی مودب ،با خنده ای گفت

"نه بابا !منظورم این نبود .تو و همسرت عرضه آتش زدن و تخریب نداری "

و من گفتم :"خدا را شکر می کنم که عرضه چنین کارهایی را نداریم ."

همه اتهاماتی که در پرونده بهمن احمدی امویی هست ،همه و همه مربوط به حرفه روزنامه نگاری اش است .شما گفته اید که هیچ روزنامه نگاری به خاطر حضور در تجمع به زندان نیفتاده است .یکی از مهم ترین اتهام های من و همسرم حضور در یکی –دو تجمع بوده است ،آن هم حضور به عنوان خبرنگار ،آن هم با دردست داشتن کارت خبرنگاری و حکم ماموریت از روزنامه هایی که برایش کار می کردیم.

اکنون بهمن به خاطر حضور در تجمع و به قول خانم امانپور نظاره کردن تجمع ها به زندان محکوم شده است .اتهام دیگر همسرم تبانی علیه امنیت ملی است و مصداق این اتهام مسوولیت وی در یک سایت اینترنتی-خرداد نو - است که فردای انتخابات تعطیل شده است .

می بینید !هر صفحه ای از پرونده اش را که ورق بزنید به شغل روزنامه نگاری اش باز می گردد ،به فعالیت های یک روزنامه نگار که منتقد و مستقل بوده است.

من از حقوق قضایی به اندازه شما سر در نمی آورم اما در همین مدت فهمیده ام که تبانی یعنی اقدام مخفیانه و من نمی فهمم چگونه از طریق فعالیت روزنامه نگاری و یا انتشار مطالب در یک سایت اینترنتی می توان کار مخفی کرد .هیچ چیز به اندازه کار روزنامه نگاری علنی هست ؟چگونه کار علنی رسانه ای تعبیر به تبانی و مخفی کاری علیه امنیت ملی می شود؟

باز هم اگر حوصله داشتید پرونده همسرم را ورق بزنید :لازم بوده که دلیل معنوی برای تبانی علیه امنیت ملی برایش ذکر شود .می دانید چه دلیلی به عنوان انگیزه معنوی جرم او مورد استناد قرار گرفته است :همکاری متهم با روزنامه های تندرویی همچون نوروز و یاس نو و خرداد .این ها نیز فعالیت های مطبوعاتی است .نه؟اما نمی فهمم چگونه همکاری با روزنامه هایی که ده –دوازده سال قبل با مجوز دولت منتشر می شده است ،اکنون مستند وقوع جرم همسرم در سال 88 می شود.

حوصله کنید و پرونده اش را باز هم ورق بزنید .دلیل دیگری هم به عنوان رکن معنوی اتهام تبانی برای بهمن احمدی امویی ذکر شده است :او در تیرماه 1378 لحظاتی در تجمع دانشجویان در کوی داشنگاه به عنوان خبرنگار حضور داشته است و گزارش هایش نیز همان موقع در روزنامه ای که برایش کار می کرده ،به چاپ رسیده است .این می شود رکن معنوی تبانی بر ضد امنیت ملی در خرداد سال 1388؟

اتهامات دیگری نیز دارد ،مقالات انتقادی که در چارچوب قانون اساسی در باره دولت نهم نوشته است ،مصداق توهین به رییس جمهوری است و به خاطرش به حبس و شلاق محکوم شده است.

آقای لاریجانی !اکنون نزدیک به هفتاد روزنامه نگار در زندان های جمهوری اسلامی هستند و بسیاری از روزنامه نگاران چون من نیز با قرار وثیقه و در ناامنی کامل به سر می بریم .چون می ترسیم هر مقاله ای از ما دلیلی برای تبلیغ علیه نظام و یا تبانی بر ضد امنیت ملی قرار بگیردمن و اغلب همکارانم ترجیح می دهیم کمتر مقاله و یا گزارشی بنویسیم. در احساس ناامنی ما روزنامه نگاران همین قدر بس که این نامه سرگشاده را قبل از انتشار در اختیار چند نفر از همکارانم قرار دادم .همگی مرا از انتشار این نامه برحذر داشتند گفتند:"ممکن است به خاطر انتشار این نامه تحت تعقیب قرار بگیری و دوباره به زندان بروی .ممکن است پرونده ای که در دادگاه داری با نوشتن این نامه سنگین تر شود و به زندان طولانی تر محکوم شوی."

آقای لاریجانی !من اما با وجود همه این توصیه ها این نامه را منتشر می کنم جون هنوز هم امیدوارم شاید با رسیدن صدای من به شما لحظه ای، فقط لحظه ای درنگ کنید و به عنوان رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه به فکر احقاق حق همکاران روزنامه نگارم بیفتید .من هنوز اندکی امید دارم .امید دارم که شما اندوهگین باشید که رکورد روزنامه نگاران زندانی را در جهان شکسته ایم و از چین یک میلیارد و اندی جمعیت پیشی گرفته ایم.من هنوز احتمال می دهم شاید شما واقعا از پرونده های روزنامه نگاران زندانی خبر نداشته باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 23:56  توسط سیامک  | 

اسفندیار روئین تن،رئیس جمهور آینده؟!

در این یاداشت می خواستم در مورد سایت "حقیقت نیوز" توضیحاتی را بدهم اما دیدم در این مورد هر چه بنویسم کم است و سخن به درازا می کشد.در مورد پشت پرده این سایت توضیحی لازم نیست چون به محض باز شدن صفحه اصلی این سایت متوجه می شوید که این سایت متعلق به چه کسی است.این سایت وابسته به اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور است و دو سیاست کلی را دنبال می کند ۱- تخریب چهره هاشمی رفسنجانی و... ۲- تلاش برای اعلام زود هنگام کاندیداتوری مشایی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری.

از آنجایی که این اسفندیار روئین تن(به گفته سایت حقیقت نیوز) خبر سازترین چهره در دولت آقای احمدی نژاد بوده است این توهم برای گردانندگان این سایت بوجود آمده است که وی از بخت های اول ریاست جمهوری آینده است و بعد از انتخابات هم در این سایت چندین مقاله پیرامون برتری های مشایی نسبت به دیگر چهره های اصولگرا(با این تصور که اصلاح طلبان تا آن هنگام از صحنه خذف شده اند) به چاپ رسیده است.در مقاله ای از این سایت خواندم که حمله به دولت را به جنگ بین رستم و اسفندیار تشبیه کرده و نوشته بود که همه منتقدان چشم دولت را نشانه رفته اند و چشم دولت همان اسفندیار رحیم مشایی است.

در مقاله ای دیگر نوشته بود که یکی از برتری های مشایی نسبت به دیگران حمایت احمدی نژاد (با این فرض که احمدی نژاد خیلی محبوب است) از وی است که تصور می کنم این سخنان لطیفه ای بیش نیست چون خودشان هم می دانند حتی اگر آن ۲۴ میلیون رای اعلام شده در انتخابات ریاست جمهوری صحت داشته باشد با حوادث بعد از انتخابات و صحنه هایی که مردم در خیابان ها به چشم خود دیدند این آراء با ریزش شدید روبرو شد.

البته این سخنان که مشایی در انتخابات یازدهم حضور خواهد داشت با اظهارات رئیس دولت که چندی پیش گفته بود این دولت متوقف نمی شود و ادامه دارد در منافات نیست.اما با یاد آوری آن نامه معروف رهبر جمهوری اسلامی ایران در خصوص ملغی شدن حکم مشایی در سمت معاون رئیس جمهور شما میتوانید تصور کنید که وی از طرف شورای نگهبان تائید شود؟ در ضمن تصور می کنم که حضور مشایی در سمت رئیس دولت به مزاج مراجع قم هم خوش نیاید.هرچند از احمدی نژادی که خود را تا این حد ملتزم به ولایت می داند و برای اثبات این التزام اجرای حکم آیت الله خامنه ای را یک هفته به تعویق انداخت!!! نمی توان انتظار داشت که در آینده بیش از این به سخنان رهبر ایران گوش فرا دهد.در انتها هم باید این نکته را به گردانندگان این سایت گوشزد کنم که صحنه سیاست آنقدر بالا و پایین دارد که پیش بینی برای ۳ سال که هیچ برای ۳ روز دیگر هم در این اوضاع دور از هرگونه منطق و بسیاری احساسی است....

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 23:22  توسط سیامک  | 

دستگیری ریگی و رسانه میلی..

 دستگیری عبدالمالک ریگی رهبر گروهک "جند الله" بازتاب گسترده ای را در رسانه های سراسر جهان به همراه داشت.بنا به گزارش وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ریگی پس از سالها تعقیب و گریز سرانجام امروز به دست سربازان گمنام امام زمان دستگیر شد.ریگی که یکی از دشمنان سرسخت نظام جمهوری اسلامی محسوب می شد نزدیک به ۴ سال است با دست بردن به اصلحه و مبازه مسلحانه باعث کشتار انسان های بیگناه بسیاری بوده است.بعد از دستگیری ریگی بسیاری از نمایندگان مجلس و دولتی ها و... از این اقدام ابراز خشنودی کردند اما در این میان یک نفر بود که تصور می کند اگر حرف نزند می گویند که فلانی لال است و دوست دارد همه چیز را به جریان فتنه متصل کند تا شاید نامش بر روی خبرگزاری ها بصورت تیتر در بیاید.بعد از انتشار خبر دستگیری ریگی روح الله حسینیان نماینده اصولگرای مجلس در مصاحبه با خبرگزاری فارس گفت که فتنه بعد از انتخابات باعث شد که یک بازنگری در سیستم اطلاعاتی کشور صورت گیرد.وی همچنین حوادث پس از انتخابات را یکی از الطاف الهی خواند که بواسطه آن توانستیم نقاط ضعف را برطرف کنیم....

البته بنده متوجه نشدم که بالاخره ما بعد از انتخابات از نظر اطلاعاتی ضعیف بودیم با قوی؟رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ادامه برای اینکه نشان دهد که ایران از نظر امنیتی در سطح بالایی قرار دارد گفت:بازداشت سركرده گروهك تروريستي جندالله نشان داد كه جمهوري اسلامي ايران هرگاه اراده كند در هر نقطه‌اي آماده برخورد جدي با گروهك‌هاي تروريستي و ضد انقلاب است.

اما نکته جالب رسانه ای از دستگیری ریگی گزارشی بود که بخش خبری ساعت ۲۴ شبکه ۵ صدا و سیمای جمهوری اسلامی به نمایش گذاشت.در این گزارش تصاویری از کشتارهای متعدد گروهک جند الله و حتی بریدن سر یک انسان(البته بصورت شطرنجی) پخش شد.این تصاویر به اندازه ای تکان دهنده بود که گوینده اخبار پیش از پخش آن از بینندگانی که بیماری قلبی یا اعصاب دارند و همچنین کودکان خواست از دیدن این تصاویر خود داری کنند.هرچند که رسالت رسانه ای دست شما را در رسانه میلی باز گذاشته تا هر چیزی را می خواهید به نمایش بگذارید اما قابل توجه آقایانی که دم از فرهنگ می زنند ،این دست تصاویر که هیچ ارزش خبری ندارد و تنها دلیل پخش آن توجیه و ترویج خشونت است درهیچ رسانه بیگانه ای به این صورت پخش نمی شود و برایم این نکته علامت سئوال است که هدف از نمایش این تصاویر چه بود؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 2:1  توسط سیامک  | 

خبر سکته میر حسین موسوی؟؟؟

امروز سایت جهان نیوز به نقل از یک منبع آگاه خبری را روی خروجی خود قرار دارد مبنی بر اینکه میر حسین موسوی سکته کرده است.اما بعد از چند دقیقه این خبر را حذف کرد. در همین خصوص سایت آتی نیوزهم نوشت که میر حسن موسوی دچار عارضه قلبی شده و هم اکنون در یکی از بیمارستانهای تهران بستری است(این خبرتا این لحظه در سایت آتی نیوز قابل مشاهده است).در همین رابطه خبر آنلاین برای پیگیری این موضوع با حجت الاسلام محتشمی پور گفتگو کرد اما ایشان از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرد اما مجید انصاری از اعضای مجمع روحانیون مبارز در مصاحبه ای اعلام کرد که:علی القاعده این خبر دروغ است، چون اگر خبری بود ما مطلع می شدیم.

 پس بر حسب وظیفه اطلاع رسانی از دوستان تقاضا دارم که در صورت داشتن اخبار موثق در این خصوص  ما را نیز از اطلاعات خود آگاه سازند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 18:53  توسط سیامک  |